معين الدين محمد زمچى اسفزارى
11
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
اسدى : قضا با سرنيزه انباز شد * نهنگ بلا را دهن باز شد جهان جوش گردان سركش گرفت * به دريا ز تيغ آب آتش گرفت ز بس كشته كامد زهر دو گروه * ز خون خاست دريا و از كشته كوه و بيك حملهء جنگ بىاهمال و درنگ سرهاى گردان چون گوى در ميدان مصاف گردان گشت ، و قامتهاى دليران از بار زره و خفتان گران چون كمان خم گرفت ، و در حمله اول غلبه و استيلاى لشكر امير وجيه الدين مسعود را بود ، « 1 » [ چنانچه بسيارى از كماة « 2 » هرات بقتل رسيدند ، كه از هيچ دهچهء نبود كه كسى كشته نشده بود ، ] در خلال اين احوال ، ملك معز الدين حسين بر بالاى پشتهء برآمده فرمود تا نقارها فرو كوفتند . و علمها بر پاى كردند ، و سپاه خود را دلدارى داده ، به حكم : الامور بخواتيمها ، بر جنگ تحريص مينمود ، « 3 » [ كه امير وجيه الدين مسعود را نظر بر ايشان افتاده حمله كرد ، و شيخ حسن نيز در عقب او برآند ، ] و باقى لشكر ايشان باولجه « 4 » مشغول بودند ، درين حال شخصى هم از توابع ايشان ، شيخ حسن را زخمى زده ، از پيشوائى آن قوم بمقتدائى ديگر عالمش فرستاد ، و امير وجيه الدين مسعود ، « 5 » [ چون از قتل او آگاه شد ] روى بهزيمت آورد ، « 6 » [ سپاه ملك از عقب سربداريه تاخته ، بعضى ايشانرا بقيد اسار و قدحنار گرفتار كردند ، ملك را بعد از آنكه دل بر فرار قرار گرفته بود فتحى بدين فتوح دست داد .
--> ( 1 ) - عبارت : [ چنانچه بسيارى . . . كشته نشده بود ] از زيادات مج و پا مىباشد . ( 2 ) - كماة : بضم كاف كغزاة : دلاوران و سپاهيان جمع كمى كغنى دلاور و سلاحدار . ( 3 ) - مج . پا : [ كه امير وجيه الدين مسعود . . . نيز در عقب او براند ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 4 ) - اولجه : بضم والچه بفتح بتركى مال و جنس كه در تاخت ملك بيگانه گيرند . آنندراج . ( 5 ) - مج . پا : چون از قتل او آگاه شد . مك : اين عبارت را ندارد . ( 6 ) - مج . پا : [ سپاه ملك از عقب . . . شيخ نظامى رح ] . مك : اين عبارت را ندارد .